سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

89

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

در بيان احوالى كه در ديار هندوستان روى داد در شهر ملتان نخست مرقد حضرت شيخ بهاء الدين زكريا و شيخ ركن الدين و شيخ صدر الدين رحمهم الله را زيارت كرديم . با شيخ محمد راجه ملاقات نموديم و از او دعا گرفتيم . با ميرميران و ميرزا حسن سلطان ملاقات كرديم . اجازه گرفتيم و بسوى لاهور روانه شديم . به صدكره رسيديم . در آنجا با شيخ حامد ملاقات كرديم و دعا گرفتيم ، از آنجا نيز به راه افتاديم . در اوايل شوال به لاهور رسيديم . در اينجا شنيديم كه چون سليم شاه پسر شير خان پادشاه سابق هند وفات كرده اسكندر خان بجاى او پادشاه شده است . همايون شاه كه اطلاع بدست آورده از كابل لشكر كشيده . « 1 » ابتدا لاهور را فتح كرده از طرف خويش حكمران تعيين كرده است و خودش نيز در حوالى شهر سحرند « 2 » با اسكندر خان روبرو شده ، جنگ

--> ( 1 ) - همايون پسر بابر بود بنيان‌گذار سلسله مغولان هند ( گور كانيان هند است . پس از مرگ بابر همايون پادشاه شد . اما شير خان بر او شوريد و همايون ناگزير بدر بار شاه طهماسب صفوى پناهنده شد ، سالها در ايران ماند و پس از مرگ شير شاه به هند بازگشت و دوباره چند سالى سلطنت كرد . حوادث اين كتاب مربوط به همين سالها و اشاره به اين وقايع است . ( 2 ) - در متن كتاب به اين صورت « سحرند » ثبت شده اما اسم اين شهر « سرهند » است .